ترانه ها و تاریخ

 

ترانه ها از نخستین دستاوردهای ذوقی و ذهنی ایرانیان که سرشار از احساس است و گاه بر طبق شرایط زمانه و خاستگاه آن، رنگ و لعاب تقدس آمیز به خود می گیرد. ترانه ها بدون هیچ پیچیدگی و بدون بهره مندی از صنایع ابهام و کنایه بلکه به طور مستقیم و تعارف در بیان احساس، هزل یا مدح اشخاص و گروه های خاص را به عهده داشته اند. آنها اسناد ویژه ای هستند جهت بررسی های اجتماعی و سیاسی و گوشه های تاریکی که به طور کلی در تاریخ و نظریه پردازی های جامعه شناختی نیامده است. به طور مثال ترانه زیر حمله پرتغالی ها به سواحل خلیج فارس را خاطرنشان می کند و خود بیانگر بخشی از تاریخ اجتماعی دوره صفویه است:

 فرنگی اومده بندر گرفته / اول کشتی، دوم لنگر گرفته

سلام از من به شاه عباس رسونین / که کافر دین پیغمبر گرفته

 در ترانه ها همچنین می توان رویدادهایی از تاریخ ایران را استخراج کرد. یکی از کهن ترین وقایع، واقعه مقاومت جانانه شاه منصور مظفری در برابر تیمور گورکانی است. شاه منصور پهلوانی بود که نزد مردم شیراز از محبوبیت و مقبولیت خاصی برخوردار بوده است به همین خاطر، مردم شیراز هنگام دشواری و محنت به آرامگاه او روانه می شوند و با خواندن دوبیتی زیر به اصطلاح «گره گشایی» مشکل خویش می نمایند و روح خود را صیقل می دهند:

 به حق نور به حق آیه نور / به حق کند و بند شاه منصور

که هر که حاجتی داره، روا کن / گره در کارم افتاده تو واکن

 در واقع هر وقت که ایرانیان گرفتار حق کشی یا مشکلی می شدند، به وسیله همین ترانه ها، عشق و نفرت خود را به بیرون ریخته اند. نظیر آنچه مردم برای رشادت میرزا رضا کرمانی در قتل ناصرالدین شاه قاجار سرودند:

 میرزا رضا رشیدم / چادر بر سر کشیدم

تپونچه را گروندی / بوای شاه را سوزوندی

 یا هنگامی که لطفعلی خان، آخرین شاه زندیه توسط آقا محمدخان قاجار کور شد و شاه قاجار در کرمان از ۲۰ هزار جفت چشم از حدقه درآمده مردم وفادار به زندیه، پشته ساخت، مردم همنوایی زیادی نمودند:

 لطفعلی خان مرد رشید / هر کی شنید آهی کشید

مادر و خواهر جامه درید / لطفعلی خان بختش خوابید

 از آنجا که فرهنگ مردم هر جامعه در حکم زندگینامه و حسب حال و خلق و خوهای توده مردم آن ملت است، در سرزمین بزرگی چون ایران که شهرها و روستاهای پراکنده زیادی دارد با وجود اختلافات ظاهری، ریشه و خاستگاه فولکلور آنان یکی است و این خود موثق ترین سند وحدت قومی ایرانی ها و دلیلی محتوم بر پیوندها و پیوستگی های مردم این سرزمین است.

واسونک های شیرازی

 

کتاب «واسونک های شیرازی و روایت هایی از فرهنگ مردم فارس» که توسط استاد ابوالقاسم فقیری نگاشته شده از سوی انتشارات دانشنامه فارس به دست مخاطبان رسید. در این کتاب، استاد فقیری فرهنگ واسونک خوانی را از ابتدا تا به اکنون به رشته تحریر در آورده و افزون بر بررسی واسونک های شیرازی، شیوه خواندن واسونک، واسونک ها در گوشه و کنار فارس چه نام دارند و ولایت های فارس در ترانه های محلی، به تفکیک واسونک را در ولایت های مختلف سرزمین فارس به جستجو پرداخته است.

فقیری در کتاب «واسونک های شیرازی و روایت هایی از فرهنگ مردم فارس» افزون بر واسونک به خرده فرهنگ های ولایات فارس هم نظری داشته و برای نمونه حتی به چوپانی در فرهنگ مردم فارس پرداخته است.

این نویسنده و پژوهشگر ۷۹ ساله در این کتاب قصه های محلی را فراموش نکرده و حتی در بخش هایی از «واسونک های شیرازی و روایت هایی از فرهنگ مردم فارس» به بازی های محلی، عرقیات گیاهی، خوراکی های بومی، ویژگی های مردم شیراز و باغ رفتن شیرازی ها اهتمام ورزیده است.

فقیری که همواره فرهنگ و تمدن را در خطه فارس موضوع پژوهش ها و آثار مکتوب خود قرار داده در انتهای کتاب «واسونک های شیرازی و روایت هایی از فرهنگ مردم فارس» با عنوان «شیراز از گل بهترو» شعری از بیژن سمندر، شاعر شیرازی را به مخاطب ارایه می دارد.

فقری در دیباچه کتاب «واسونک های شیرازی و روایت هایی از فرهنگ مردم فارس» پیرامون واسونک های شیرازی می نویسد: «واسونک(Vasunak) ترانه هایی است که در مجالس عروسی و سرور و شادمانی می خوانند. خواندن این ترانه ها بیشتر به عهده زن هاست که همراه با خواندن واسونک، کِل(Kel) هم می زنند.»

شناسه کتاب:

عنوان: واسونک های شیرازی و روایت هایی از فرهنگ مردم فارس

نویسنده: ابوالقاسم فقیری

موضوع: شعر عامه فارس

انتشارات: دانشنامه فارس

محل نشر: شیراز

آیین تیرماسیزده در لیماک رامسر برگزار شد

  

یکی از معدود آئین های باقیمانده از دهها آئین مردمان حاشیه  دریای خزر مراسم تیرماسیزده است که در روستای لیماک رامسر برگزار شد. در آبان ماه هر سال مصادف با ماه چهارم گالشی که در غرب مازندران و شرق گیلان قدمت آن به ۱۵۹۱ سال قبل بر می گردد ، مردم غروب روز دوازدهم تیرماه گالشی در محلی جمع شده و با خواندن اشعار امیری و انداختن انگشتر در ظرف مسی و بیرون آوردن آن و مطابقت با اشعار خوانده شده سرور و شادی خود را ابراز می کنند. برگزاری هرساله این برنامه ها موجب حفظ فرهنگ وسنن گذشته و صله  رحم مردمان روستاها می شود که با  استقبال بسیار خوب مردم همراه می شود.

عکس های بیشتر را در بخش گزارش تصویری ببینید

گفتگو با روزنامه قدس درباره مهمان نوازی

 

روزنامه قدس مصاحبه ای با دکتر خلعتبری انجام داده که در تاریخ 25 آبان در این روزنامه به چاپ رسیده است.

میهمان‌نوازی مردم ایران زبانزد خاص و عام است و یکی از الگوهای رفتاری در طول چند هزار سال بوده است که در هر گوشه و کنار ایران، بنا بر مختصات طبیعی و فرهنگی‌اش، از طعم و رنگی متفاوت برخوردار است.

دکتر مصطفی خلعتبری لیماکی، نویسنده و محقق فرهنگ عامه در این خصوص به خبرنگار ما می‌گوید: ارائه خدمت به مسافران و میهمانان از ایام قدیم در میان مردمان ایران زمین رایج بوده است. تعداد زائرسراها و کاروانسراهایی که سر راه اماکن زیارتی ایران مانند مشهد و قم و شیراز وجود دارد، گواهی بر این مدعاست. علاوه بر این در گذشته رسم میهمان‌نوازی در فرهنگ مردم ایران ریشه دوانیده و افراد سعی می‌کردند ابن‌سبیل و مسافران را در خانه خود جای داده و در این کار از هم سبقت می‌گرفتند. وی به میزبانی باشکوه مردم عراق از زائران حسینی اشاره کرده و می‌افزاید: در عصر حاضر با تغییر در روش و سبک زندگی اندکی از سبک زندگی ایرانی اسلامی فاصله گرفته‌ایم. البته می‌دانیم که در گذشته مردم شیعه عراق اجازه عزاداری و پیاده روی به سمت بارگاه هیچ کدام از ائمه(ع) را نداشتند. این ممنوعیت مانند یک بغض بود و می‌شود گفت حالا که این فرصت را به دست آورده‌اند با هر چه باشکوه‌تر میزبانی کردن، شکرگزاری به جا می‌آورند. علاوه بر آن، اعراب رسم عجیبی در میهمان‌نوازی داشته و دارند. به طور مثال سفره میهمان را که می‌چینند، صدایش می‌زنند و خود بیرون می‌روند تا او بی‌هیچ خجالت و تعارفی غذایش را بخورد و بعد برای جمع کردن سفره باز می‌گردند.

ادامه در لینک زیر:

قدس آنلاین

اخبار تصویری